جشن شکوفه ها - روژینا در کلاس اول
روزی که روژینای ما به کلاس اول میره.
من و مامانم و مامان روژینا همراهش به مدرسه رفتیم.
باورمون نمیشه روژینا به همین زودی مدرسه ای شد.
چه زود گذشت دوران کودکی روژینا.

گذشت...
تابستانی که بی قرارآمدنش بودم ...
تابستانی که برایش روز شماری می کردم...
همه چه زود گذشت ....
آستانه ی مهر آمدو روزی خاطره انگیز به نام جشن شکوفه ها..
و مدرسه باز پرخواهدشد از بوی عطر معصومیت بچه هایی که می آیندتا
بخوانند و بنویسند..
کودکانی که مضطربند.گریه می کنند یا آه می کشند...
کودکانی که مادرشان را بیشتر از کیف و دفترزیبا و تمیزشان دوست
دارند...
کودکانی که همه امروز حمام کرده اند و بوی موهای شانه زده شان همه جا
را پرمی کند...
امروز خدا می داند ..شاید لرزش دلهای مادران از هر روز دیگری بیشتر
بوده..حتی از روز تولدآنها...
مادرانی که برخی از گریه کردن خجالت نکشیدند و گریه کردند...
امروز روز زیبای من است



جشن شکوفه ها - روژینا در کلاس اول
