چند جمله با مادرم

مامان مهربانم، آهنگ صدایت، زیباترین ترانه زندگیام، نفس هایت، تنها بهانه نفس كشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم شد
وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر ازصداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائیبر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانیگشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است کهاحساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.
هرگز صدای مهربانت را که هر شب برایم لالائی می خواند فراموش نمی کنم،همان صدای قشنگی که حالا نیز به تمام دلتنگی هایم پاسخ می دهد و آغوش گرمو مهربانش را پناهگاه تمام دلتنگی هایم کرده است.
مادر وقتی از تو حرف می زنم احساس می کنم به خدا نزدیکترم و در مقدس تریننقطه لحظات زندگی قرار گرفته ام. وقتی نام مقدست را بر زبان می آورم بغضگلویم را می فشارد شاید این نشان عشق خالص و پاک است
مادر تو تمام شادی هایت را به من بخشیدی و غمهایت را در خود فرو ریخته ای،تا نفس دارم و بعد از مرگ نیز روحم فراموشت نخواهد کرد. ای خدای بزرگ! بهمن توانائی بده هرگز از پله های غرور بالا نروم و لحظات شادم را در کنارشباشم. کمک کن قلب رئوف و قشنگ این فرشته زمینی ات را هرگز نلرزانم و آسمانآرزوهایش را خراب نکنم
مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.
مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.
ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر،
تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانهدلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمهسرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است.
... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ، و به وسعت همه خوبیهایت دوستت دارم

خدایا نخ هیچ تسبیحی پاره نشود …
(آمین)

وقتی دفتر خاطره ها را می گشایم و آن را تورق می کنم , آنچه بیشتر از هر چیز مرا به خود مشغول می کند . شرح فداکاری و ایثار بی توقع زنی است که خود را وقف من کرده .
زنی که محبت را بدون کمترین ریا به ما هدیه نموده و در معامله ی یک طرفه در بازار عشق و ایثار , کالای محبت را تحویل داده و در ازای آن چیزی دریافت نکرده .
او که دلش از محبت خدا چشمه ی جاریست , تشنگان عشق را سیراب کرده و عطش مادرانه بودنش را رفع کرده , سوخته و ساخته , خود را نباخته , ما از دام گرفتاری برون انداخته , بر تهدیدهای ما تاخته , کاخ آرزوهایمان را ساخته , موسیقی عشق خالصانه را نواخته و بی توقع خود را سپر بلای ما کرده .
او مصداق عشق حقیقی , سمبل محبت واقعی و اسوه ی ارادت بی ریاست . او مادر است و عشق مادرانه دارد . عشقی که هرگز خزان نمی کند و هیچگاه تنزل نمی یابد .



چند جمله با مادرم
