روژینا سلطانیروژینا سلطانی، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره

وبلاگ شخصی روژینا سلطانی

پ نه پ

1392/11/2 12:5
نویسنده : روژینا سلطانی
145 بازدید
اشتراک گذاری
رفتم عطاری یارو میپرسه دارو گیاهی میخواستید؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدم جراحی باز قلب انجام بدم!


ماشینو بردم کارواش
یارو اومده میگه بشورم؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ ماشینم شنا بلد نیست اوردم از دور ببینه ترسش بریزه


استادم بهم میگه چشمات ضعیفه که عینک زدی؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ گذاشتمشون پشت ویترین تا یکی بیاد بخردشون


به دوستم میگم من از لبنیات بدم میاد میگه یعنی ماستم نمی خوری؟
پَـ نه پَـ از اونجایی که ماست جزو سبزیجاته می خورم

  رفتیم صحرا نشستیم روی علف ها میگه اومدین تفریح؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ گاویم داریم میچریم!

تازه از خواب بیدار شدم بابام می یاد میگه:بیداری؟؟؟! می گم پـَـ نـَـ پـَـ خودمو زدم به بیداری!

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!

داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلیماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پلواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!

رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن !
میگه ۴۰ لیتر ؟
پـَـ نـَـ پـَـ ۴۰ تا قاشق چای خوری !

ساعت ۸ صبح کلاس داریم ، منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه !
استاد میگه چیه خوابت میاد ؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت !

رفتم به همسایه میگم فرغون دارید ، میگه میخوای باهاش چیزی جابه جا کنید ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوایم سوارش بشیم بریم شمال !

زنگ زدم اداره مخابرات به زنه میگم خانوم ببخشید خط تلفن ما بوق نمیخوره !

زنه میگه خرابه ؟

گفتم پ نه پ سرما خورده صداش گرفته جیزی نمیگه !

زنه عصبانی شد بهم گفت فردا با مدرک شناسایی بیاید اینجا . گفتم بیام مخابرات ؟

زنه گفت پ نه پ برو داروخونه بگو تلفنم صداش در نمیاد بهش قرص بدید !

بردم داداشمو رسوندم کلاس، برگشتم !

مامانم میگه : رسوندیش ؟

میگم: په نه په ! انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه !!
جمعه کویر بودم تو گوشیم ماسه رفته خراب شده دیروز بردم گارانتی ، میگه گوشیتون خرابه؟
گفتم پـَـَـ… گفت : خفه شو بی شخصیت، بفرمااا بیــــرون آقاااا!!!
گفتم میخواستم بگم پـَـَـرت شدم رو رمل های کویر ، احتمالا توش ماسه رفته باشه!
طرف دوساعت عذر خواهی کرده ، میگه پس آوردین درستش کنیم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ، مرگ مغزی شده آوردم اعضای قابل اهدای سالمش رو بردارین..!

رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟

میگم : پَ نه پَ اومدم چند تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم !

عاقدسرسفره عقد:عروس خانم وکیلم؟

عروس: پـــــَ نـــــَ پـــــَ  متهمی!


خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست


پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی؟
پـَـَــ نَه پـَـَــ میخوام حمله کنم


رفتم مغازه میگم CD دارید؟ میگه خام؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تنوری باشه با قارچ و پنیر


همسایمون عروسی داشتن

دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟

 پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !


به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟

میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود

کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !


مادربزرگم آلزایمر گرفته ! فامیلمون میگه اثرات پیریه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بسوزه پدر عاشقی !

.لوله کش اومده خونمون میگه لوله های آب چکه میکنن ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ سیمای برقمون سوراخ شدن


تو بهشت زهرا دنبال قبر يکي مي گشتيم. يه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو مي خونه. بعد ميگه دنبال قبر کسي مي گردين؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستيار عزرائيلم اومدم ببينم کسي زود تر از موقع نمرده باشه




پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)