روژینا سلطانیروژینا سلطانی، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

وبلاگ شخصی روژینا سلطانی

دلتنگی های روزهای آخر سال

1392/12/5 9:17
نویسنده : روژینا سلطانی
182 بازدید
اشتراک گذاری
اسفند هم از راه رسید.

سال 92 هم  گذشت …
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت، یکی میگه یک سال بزرگتر شدم، یکی میگه یک سال پیرتر شدم، یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم، یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم، یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه!

منم یک سال بزرگتر شدم … یک سالی که نمی دونم توش واقعا تونستم «بزرگ» بشم یا نه؟

روزهای آخر سال و باید با سال 92 هم وداع کنیم.

وداع همیشه سخته حتی اگه بدونی از یک زمستان سخت داری رد میشی و به بهار می رسی . یه موقع هایی دلت واسه سختی های زندگیت هم تنگ میشه.

امسال واسه من سال خوبی بود.

به مدرسه رفتم و خیلی چیزهای جدید یاد گرفتم. الان دیگه می تونم بخونم و بنویسم.

الان دیدم نسبت به دنیا خیلی تغییر کرده.

امسال وبلاگم رو راه انداختم. وبلاگی که دفترچه خاطرات من شده. امروز که نگاه می کردم دیدم چه همه خاطره تو همین چند ماه از من ثبت شده.

هر چی که بزرگتر میشم دارم یه حس رو بیشتر درک می کنم . حس عشق به خودم . حس اینکه یه عده منو خیلی دوست دارن و حاضرن واسه من بمیرن. احساس می کنم مامان و بابام عاشق من هستن. من با اینکه هنوز 7 ساله هستم اما این عشق بی نهایت رو تو چشماشون می بینم.

  امیدوارم همه شاد باشن تا من از شادی اونها احساس شادی کنم امیدوارم کسی رو ناراحت نکنم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)