شب قدر ...
نشسته ام و در گوشم صدایِ خوشِ مناجات با تو زمزمه می شود ... همه خوابیده اند و من مشغول راز و نیاز با تو هستم .... عاشقانه هایم را با تو میگویم و حاجاتم را از تو طلب میکنم .... تمام وجودم و تمام سپاسم را تقدیم وجودت میکنم .... هرچند چیزی از خود ندارم و همینی هم که هستم ، همین "ّبودن" را هم تو به من بخشیده ای .... و باز هم لطف توست اگر من این روزها در تلاشم تا "بودنم" رنگ بندگی بگیرد .... به جای صدای موسیقی ها این روزها صدای ذکر تو در گوشم زمزمه می شود ... انس گرفته ام با ابوحمزه و مناجات خمس عشر .... به امین الله و عهد بیشتر از قبل عشق می ورزم ... مناجات ها و...
نویسنده :
روژینا سلطانی
11:40


